اتفاقات اولی
هفته قبل که با بابامحسن رفته بودی حمام بابایی موهات رو یه کم کوتاه کرد. با اینکه خیلی کوتاه نکرده اما خیلی خیلی نازتر شدی. انگار حلقه های موت بیشتر شده و بیشتر موهات فر می خوره. از وقتی موهات رو کوتاه کردیم شیطون تر شدی، نه فقط من بگم ها نظر بابایی هم هست. این روزها برای راه رفتن آماده میشی و همش بلند میشی و می ایستی. و در حالی که دستت به مبل یا گاز و یا ... است سعی می کنی راه بری. چند شب پیش تو چند لحظه به خودمون اومدیم و دیدیم که از مبلت رفتی بالا و در حالی که خودت هم ترسیدی دیوار رو محکم گرفتی. دیروز هم از جارو برقی رفتی بالا و روش نشستی. اولین تاب بازی  ...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
12:13







